نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۵ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هرچند اگر سرخ و سفیدست و سیاهست

فی الجمله همه جام شرابات الهست

بر هیچ مکن تکیه و مگریز ز هر سو

کان شاه دل افروز ترا پشت و پناهست

زهد و ورع و خرقه و سجاده و تسبیح

مقصود خدا آمد و این ها همه راهست

یک سایه خورشید رخت تافت بعالم

عالم همه در سایه آن زلف سیاهست

چون پرده پندار برافتاد ببینی :

ما مست خداییم و جهان جمله بماهست

عالم همه در حیرت آن نور تجلیست

آن ماه چه ماه آمد و این شاه چه شاهست؟

با یاد تو قاسم همه عمر بسر برد

بی یاد تو یک دم همه عمر تباهست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق به خدا و حقیقت وجود است. شاعر با اشاره به زیبایی‌های زندگی و امور دنیوی، تأکید می‌کند که همه چیز در سایه‌ی خداوند و عشق به او قرار دارد. او به زهد و تقوا اشاره می‌کند و می‌گوید که این‌ها تنها وسیله‌ای برای نزدیک شدن به خدا هستند. شاعر با بیان اینکه در عالم، همه چیز تحت تأثیر نور الهی است، به این نکته می‌رسد که بدون یاد خدا، زندگی بی‌معناست. در نهایت، او عمر خود را در یاد خدا می‌گذارند و زندگی بدون این یاد را تباه می‌داند.