شمارهٔ ۱۶۱ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در جمله ذرات جهان لمعه حسنیست
من با تو بگویم، که ترا پرتو حس نیست
رو دیده بدست آر، که تا باز ببینی
در جمله ذرات جهان نور تجلیست
از فرط حجابست، که آن مشرک نادان
در سجده لات آمد و پنداشت که عزیست
از دولت دیدار تو دایم بشب و روز
موسی صفتست این دل و بر طور تمنیست
ای طالب درگاه، اگر واقف راهی
از غیر بپرهیز، که آن غایت تقویست
جمعیم بدیدار تو وز تفرقها دور
کان جا که تویی جمعیت صورت و معنیست
عشقست که در مشرب ماآب حیاتست
عشقست که در مذهب ما علت اولیست
بر کشتن عشاق نوشتند فتاوی
این قصه بر مفتی ما فتوی منعیست
از عشق تو شد زنده دل قاسم مسکین
با نکهت عشق تو چه جای دم عیسیست؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تجلی نور و عشق الهی در جهان اشاره دارد. شاعر میگوید که در همه ذرات جهان نور و زیبایی وجود دارد و این نور از طریق عشق الهی تجلی مییابد. به نظر میرسد که انسانها، به دلیل حجابهای دنیوی، گاهی نمیتوانند این نور را ببینند و به درستی درک کنند. شاعر از کسانی که طالب حقیقت و دیدار الهی هستند میخواهد که از غیر بپرهیزند و به سوی این نور بروند. عشق در اینجا به عنوان منبع حیات و علت اولیه معرفی شده است و شاعر به وجود عشق در دلها اشاره میکند که حتی قادر است جانها را زنده کند. به طور کلی، شعر به زیبایی و قدرت عشق الهی و وجود نور در همه جا میپردازد.