شمارهٔ ۱۶۰ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
براه پیر مغان رو، که راه سرمستیست
خلاف پیر مغان ره مرو، که سرپستیست
مگو حکایت حس را و بگذر از محسوس
کسیکه سخره حس مانده است معتزلیست
دلا، تو جام مئی، لیک جام بحر آشام
که جام تو ز شراب خدای لب بلبیست
بنوش باده، که این باده از حجاز آمد
اگر بکاسه چینی و شیشه حلبیست
اگر ز حیدر صفدر کسی سؤال کند
بگو: برغم خوارج علی مستعلیست
ز قاسمی سخنی گر رود بصدر عقول
نگاه دار، که این رمز نکته نبویست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به اهمیت تسلیم شدن در برابر عشق و سرمستی میپردازد. راه پیر مغان، یعنی راهی که به سرمستی و عرفان میانجامد، تعبیر میشود و تأکید میشود که نباید به جزئیات حسی و دنیوی پرداخت. شاعر به دل و جان میگوید که باید از جام عشق و معرفت الهی بنوشد و به عمق معانی بپردازد. همچنین به بیان اینکه نباید از حقایق مذهبی و عرفانی غافل شد و باید به آموزههای عمیق توجه کرد، اشاره میکند. در نهایت، شاعر به اهمیت روح وحی و رمزهای نبوی اشاره دارد که باید با دقت و درک عمیق به آنها پرداخته شود.