نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۴ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

طریق عشق سپردن طریق بوالعجبیست

نشان عشق نجستن نشان بی طلبیست

مگو که: عشق حرامست در طریقت شرع

که مست باده عشق اند اگر ولی و نبیست

شراب ما همه از خم لامکان آمد

چه جای کاسه چینی و شیشه حلبیست؟

ز موج عشق برقصیم و فاش می گوییم :

خوشست شورش مستان، اگرچه بی ادبیست

بیا بمجلس رندان و حال ما بنگر

که جام ما ز می کوثر است، نه عنبیست

مگو که: معنی قرآن حبیب از که گرفت؟

زبان او عجم آمد، روان او عربیست

طراوت دل و جان جلوهای مجنونست

نشان بی طلبی ها نشان بی طربیست

تو طالب چلبی شو، که مقصد اقصیست

که فیض روح مقدس ز حضرت چلبیست

ببین که: قاسم بیدل ز دست رفت تمام

بدان که ساقی جانها نبی مطلبیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان مفاهیم عشق و حالاتی می‌پردازد که در مسیر عشق به وجود می‌آید. شاعر عشق را به عنوان حالتی بوالعجب و بدون قید و شرط توصیف می‌کند و تأکید می‌کند که در طریقت عشق، محدودیت‌ها و قوانین شرعی نمی‌توانند مانع شادی و شور حاصله از عشق شوند. او از شراب عشق سخن به میان می‌آورد که از خم لامکان به دست آمده و برقص مستانه دعوت می‌کند، حتی اگر این شور و شوق به نظر بی‌ادبی بیاید. در نهایت، شاعر به اهمیت درک عمیق معنای عشق و روحانیت اشاره می‌کند و به طلب فیض مورد نیاز از حضرت چلبی (شخصیتی معنوی) دعوت می‌کند. به طورکلی، این شعر پیامی آزاد و عاشقانه دارد که انسان را به تجربه عشق بی‌قید و شرط و حالاتی فراتر از محدودیت‌های اجتماعی و شرعی دعوت می‌کند.