شمارهٔ ۱۶۵ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون روی تو ز مصحف تنزیه آیتیست
هرجا که آیتیست در آنجا درایتیست
از من قبول کن سخن خوش، باعتقاد :
هرجا درایتیست هم آنجا هدایتیست
آخر نگشت عشق و بپایان رسید عمر
اول بدایتیست، بآخر نهایتیست
هرجا که می رود سخنی در بیان عشق
مقصود حسن تست، دگرها حکایتیست
زین بیشتر جفا مکن، ای عمر نازنین
آخر جفا و جور ترا حد و غایتیست
همراه عشق باش، که این عشق چاره ساز
اول هدایتیست، بآخر عنایتیست
در خانه جای عقل بود، یا مقام عشق
مامور عشق باش، که جان را حمایتیست
این عشق چاره ساز در اطوار کاینات
منصور رایتی و از نور رایتیست
قاسم، بهر کجا که زند عشق او علم
در ظل او گریز، که مشهور رایتیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات به توصیف عشق و اهمیت آن در زندگی میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق نه تنها راهگشاست، بلکه هدایتکننده نیز هست. عشق به عنوان یک نیروی معنوی و چارهساز در کائنات معرفی میشود و بر اهمیت پذیرش عشق و پیوستن به آن تأکید میکند. او همچنین به این نکته اشاره میکند که هر جا که عشق وجود دارد، راهی برای هدایت و معنای عمیق تری نیز در آن نهفته است. در نهایت، شاعر از خواننده میخواهد که راه عشق را در پیش بگیرد، زیرا این عشق موجب نجات و حمایت روح انسان میگردد.