نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۶ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

گر جمله تویی تو، نیک و بد چیست؟

ور جمله منم، پس این عدد چیست؟

گر جمله یکی‌ست در حقیقت

فی الجمله حدیث نیک و بد چیست؟

حاجت به مدد ندارد آن یار

پس بانگ و فغان این مدد چیست؟

چون جمله کن و مکن از او خاست

موقوف به فتوی خرد چیست؟

گفتی که: حدت زنم بر این قول

از بهر خدا بگو: که حد چیست؟

گر بحر وجود نیست در جوش

این کوشش و جوششِ ز بد چیست؟

چون جمله قبول حضرت اوست

قاسم، سخن قبول و رد چیست؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی موضوعاتی عمیق مانند واحدی و کثرت می‌پردازد. شاعر از خواننده می‌پرسد اگر همه ما در حقیقت یکی هستیم، نیکی و بدی چه جایگاهی دارند؟ اگر ما تنها یکی هستیم، پس این تفکیک‌ها از کجا ناشی می‌شود؟ شاعر سپس به وجود یار و نیاز به کمک او اشاره می‌کند و از بی‌فایده بودن فریادهای مدد در حقیقت صحبت می‌کند. او به این نکته می‌پردازد که اگر حقیقت، واحد است، پس این کشمکش‌های ظاهری چه معنایی دارند و چرا باید درباره نیکی و بدی نظر بدهیم؟ در نهایت، بر اهمیت قبول و رد حقیقت تأکید می‌کند و از خواننده می‌خواهد که در مورد حدود و مرزها به بحث بپردازند. شعر در نهایت به جستجوی حقیقت و معنا در زندگی اشاره دارد.