نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۲ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عاشق روی ترا خرقه و زنار یکیست

ساکن کوی ترا کعبه و خمار یکیست

هرکه دیدار خدا دید، مسلم دارد

که بتحقیق و یقین دیده و دیدار یکیست

همه جا، از همه رو، روی نماید لیکن

همه جا، از همه رو، آن بت عیار یکیست

تو بهر شش غلطی، خواجه، که در خلوت یار

عشق و عاشق، می و ساقی، دل و دلدار یکیست

مانعی نیست درین راه، دل خود باز آر

تا ببینی بیقین خانه و بازار یکیست

یا رب، آن چه حالیست؟ که منصور مدام

بر سر دار همی گفت که: دردار یکیست

قاسم از کثرت و ظلمت چو برون رفت تمام

گفت: «قد اقسم بالله » که انوار یکیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و وحدت در هستی اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که عشق و معشوق یکی هستند و همه چیز در نهایت به یک حقیقت واحد برمی‌گردد. او به این نکته اشاره می‌کند که در تمام مکان‌ها و زمان‌ها، حقیقتی واحد وجود دارد که باید توسط دل و چشم حقیقی درک شود. همچنین، اشاره‌هایی به تجارب معنوی و حالاتی چون حالت منصور حلاج مطرح می‌شود که به اعتقاد به یگانگی و حقیقت واحد اشاره دارد. در نهایت، شاعر از خواننده می‌خواهد که خود را آزاد کند تا این یگانگی را درک کند.