شمارهٔ ۱۸۸ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بی جام عشق عیش دل ما تمام نیست
فوزالنجات ما بجهان غیر جام نیست
نادیده ذوق لذت مستی و عاشقی
بر عاشقان ملامت رسم کرام نیست
جور حبیب و طعن رقیب و جفای خلق
ما را بگو کزین همه محنت کدام نیست؟
با آنکه مفلسیم و گدا، بس فراغتیم
از دولتی، که عاقبتش مستدام نیست
هرگز بجان جان نرسد هر دلی، که او
در میکده مجاور بیت الحرام نیست
بد نام باش و اهل ملامت، که در طریق
بدنام هرکسی که نشد نیک نام نیست
بر باد پای عشق سوارست قاسمی
تندست و توسنست، ولی بد لگام نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و لذتهای آن صحبت میکند. شاعر بیان میکند که بدون عشق، زندگی کامل نیست و نمیتوان از خوشیهای عشق و مستی بیخبر بود. او به سختیها و مشکلاتی که عاشقان با آن مواجهند اشاره میکند، اما به خاطر عشق، این مشکلات قابل تحمل هستند. شاعر میگوید که حتی اگر فقیر و بیچیز باشیم، عشق به ما آرامش و شادی میدهد، هرچند که دوام آن ممکن است کوتاه باشد. همچنین، او تأکید میکند که کسی که در میکده عشق قرار نگیرد، هرگز به حقیقت زندگیاش نمیرسد و بدنامی در این راه، به نوعی بخشی از تجربه است. در نهایت، او عشق را به سواری بر اسب تندپر تشبیه میکند که هرچند خطرناک است، اما ارزشمند و هیجانانگیز است.