شمارهٔ ۱۸۹ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
پیر ما جامیست، اما در خور این جام نیست
باده صافی نوشد، اما رند درد آشام نیست
از شرابات خدا مستند ذرات دو کون
لیک هر جان در جهان در خورد این انعام نیست
پیش مستان طریقت این حکایت روشنست :
درد نوشان خاص درگاهند و این می عام نیست
باز ناز آغاز کرد آن یار و جان می پروریم
لطف دیگر آنکه: این آغاز را انجام نیست
دایما در وصل آن جان و جهان مستغرقیم
در چنین وصلی، که گفتم، حاجت پیغام نیست
آفرین بر ساقی ما باد و بر مستی او
گرچه جامی می کشد، بد مست و نافرجام نیست
قاسمی، در پیش این کوران مگو اسرار فاش
هرکجا فهمی نباشد جای استفهام نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف حالات مستی و معنوی میپردازد. او به طور ضمنی به تفاوت بین مستی ظاهری و مستی واقعی اشاره میکند، جایی که باده واقعی الهی را تنها عدهای خاص درک میکنند. شاعر همچنین به زیبایی و لطافت عشق میپردازد و میگوید که در وصال با معشوق، نیازی به پیغام و بیان احساسات نیست. در نهایت، او بر ارزش تجربه عمیق میافزاید و هشدار میدهد که در حضور ناخالصیها، بیان اسرار و جستجو برای درک، بیفایده است.