نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۷ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در صومعه و دیر مغان هیچ سری نیست

کز آتش عشق تو در آن سر شرری نیست

ذرات جهان آینه سر الهند

در کوچه ما عاشق صاحب نظری نیست

در مجلس زهاد خبر جستم از آن یار

گفتند: خبر اینست که: ما را خبری نیست

در وادی تاریک جهان مرد بزاری

آن را که دلیلش رخ همچون قمری نیست

جایی نتوان یافت، که از عکس جمالش

بالا شجری، دل حجری، لب شکری نیست

اسرار خدا فاش مکن، تا که نگویند:

در روی زمین هیچ کس از وی بتری نیست

گویند که: این راه درازست و خطرناک

گر راست روی راه خدا را،خطری نیست

گر بار درین کوچه طلب کرد مقلد

بارش کن از آن بار، که کمتر ز خری نیست

در دست دوای دل بیچاره قاسم

جز درد درین راه دگر چاره بری نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این ابیات از شاعری به توصیف عشق الهی و جستجوی معشوق می‌پردازند. شاعر بیان می‌کند که در صومعه‌ها و مکان‌های مذهبی نیز نمی‌توان به درستی از عشق الهی سخن گفت و هرکسی در جستجوی حقیقت خود، حساس به جهل و نادانی دیگران است. او همچنین به سختی‌های راه عشق و طلب می‌پردازد و می‌گوید که اگرچه این مسیر سخت و پرخطر به نظر می‌رسد، اما اگر فرد به درستی گام بردارد، خطری او را تهدید نمی‌کند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که داروی درد دل او جز دنبال کردن عشق خداوند وجود ندارد.