شمارهٔ ۱۹۹ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چراغ مرد معنی آشناییست
بقدر آشنایی روشناییست
بدرد عاشقی می سوز و می ساز
نوای عاشقان در بی نواییست
بجهد و سعی کس عاشق نگردد
که عشق ایمان بود، ایمان عطاییست
همه جمعیم، رندان، اندرین دیر
فغان جان درویش از جداییست
بنور عشق شاید رفتن این راه
چه جای علم وزهد و پارساییست؟
مگو: عاشق غریبست و فقیرست
که ملک عاشقان ملک خداییست
بوصف پارسایی باش، قاسم
که وصف پارسایی پادشاییست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تبیین مفهوم عشق و آشنایی میپردازد. او میگوید که عشق روشنایی و آگاهی را به همراه دارد و انسان برای عاشق شدن باید نیت و تلاش واقعی داشته باشد، زیرا عشق نوعی ایمان است که به انسان عطا میشود. در جمع رندان و درویشان، جدایی درد بزرگی است و عشق فراتر از علم و زهد است. در نهایت، شاعر به توصیف عشق و مقام عاشقانه میپردازد و تأکید میکند که واقعیترین درگاه عشق، در حقیقت، ملک خداوند است.