نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۰ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هرکجا در دو جهان عاشق روشن راییست

در سودای دلش از غم او سوداییست

عقل گوید که: برو،شیوه عشاق مورز

این سخن گرنه چنین است، ولی هم راییست

هرکه او نفس بد اندیشه خود را فرسود

در ره عشق ملک سای فلک فرساییست

و آنکه او چهره خورشید عیان باز بیافت

پیش ارباب نظر جاهل نابیناییست

چون سر انداخته شد شمع شود روشن تر

عاشق صادق روشندل پابرجاییست

زاهدی را که نظر نیست عجب قوقوییست

واعظی را که خبر نیست عجب قاقاییست

حاصل از هر دو جهان عشق خدا آمد و بس

بحر عشقست که هر قطره ازو دریاییست

بشنو، ای طالب حق: شیوه تقلید مرو

این سخن را بتو گفتیم وسخن را جاییست

قاسمی را نظر لطف بارزانی دار

بر سر کوی تو آشفته دل، شیداییست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عشق و تفکر عمیق درباره آن می‌پردازد. شاعر تاکید می‌کند که عشق واقعی در دو جهان وجود دارد و دلی که از غم عشق آگاه است، همچنان در جستجوی راستایی می‌باشد. عقل توصیه می‌کند که از راه عاشقان منحرف نشوید، اما عشق خود راهی است که با عقل در تضاد نیست. همچنین، کسانی که در عشق واقعی غوطه‌ور هستند، بایستی نفس‌های بد را کنار بگذارند و به سمت عشق الهی حرکت کنند. شاعر به عشق خدا اشاره می‌کند و می‌گوید که این عشق دریایی است که هر قطره‌اش عمیق و با ارزش است. در نهایت، او از طالب حق می‌خواهد که به‌جای تقلید، خود تجربه کند و از لطف و محبت خداوند بهره‌مند شود.