شمارهٔ ۲۰۸ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ذکر جمیل یار جهان را فرو گرفت
عالم گرفت، لیک بوجه نکو گرفت
جان نکته ای شنیداز آن حسن بر کمال
سوزی زدل برآمد و شوری درو گرفت
فارغ شد از سلامت و راه فنا گزید
هر دل که با ملامت عشق تو خو گرفت
روشن شد از لوامع اشراق آن جمال
آن پرتوی که نیر خورشید ازو گرفت
می خواند گل ز وصف جمال تو آیتی
عشقت چه نکتها که برو رو برو گرفت؟
اوصاف یار عشق نخست از خرد شنید
اول ازو شنید و بآخر برو گرفت
اندر میان این همه رندان باده نوش
جم بود خال آدم و جام جم او گرفت
دانی میان زاهد و عارف چه فرق بود؟
این راه اعتدال گزید، آن علو گرفت
قاسم میان خاک در شاهوار یافت
چون باز یافت باز ره جست و جو گرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف زیبایی و جذبه معشوق میپردازد و نشاندهنده تأثیر عمیق عشق بر دل و جان شاعر است. شاعر بیان میکند که یاد و ذکر معشوق جهانی را تحت تأثیر قرار داده و جانی تازه به آن بخشیده است. عشق او فراتر از سلامت و زیباییهای فانی است و دل را به شوری عمیق میکشاند. شاعر از روشناییهای جمال معشوق سخن میگوید که به مانند نوری از خورشید میدرخشد. او به تأثیر عشق بر روح و دل اشاره میکند و تفاوت میان زاهد و عارف را نیز در انتخاب راه اعتدال و رسیدن به اوج میداند. در نهایت، شاعر از جست و جوی خود برای یافتن حقیقت و عشق سخن میگوید و به زیباییهای عشقی اشاره دارد که او را به سمت خود جلب کرده است.