نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۲ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

باغبانا، به جهان تخم نکو باید کاشت

هم از آن جنس که می‌کاری بر باید داشت

در ره درد و غمش خوار صفت می‌گردیم

دید و دانست ولی قصهٔ ما سهل انگاشت

همه در گوشهٔ هجران متواری بودیم

شوق عشاق رسید و علم عشق افراشت

عشق در منزل ما خیمه سلطانی زد

این چنین کار عظیم است، به آسان پنداشت

جرعه می‌داد به مستان حقیقت، رندی

عاقبت دل ز سر جان گرامی برداشت

ترک جان گفت و همه قصهٔ سربازی کرد

هرکه او بادهٔ سودای تو اندر سر داشت

یار در مجلس ما قصه به رمزی می‌گفت

قاسمی شیوهٔ او دید دل از دست گذاشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از اهمیت کاشتن بذر نیکی در جهان صحبت می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که باید با ویژگی‌های آن بذر به‌دقت آشنا بود. او به درد و غم‌های عشق اشاره می‌کند و ناراحتی خود را از بی‌توجهی به این مسئله بیان می‌کند. در عین حال، به شوق و عشق اشاره می‌کند که همه را در گوشه‌ای پنهان کرده بود و اکنون با ظهور عشق، فضایی جدید شکل می‌گیرد. عشق به‌عنوان حقیقتی عظیم و ارزشمند معرفی می‌شود که در دل‌ها جا دارد و تأکید می‌شود که هر کسی که به عشق علاقه‌مند باشد، در نهایت دچار دلدادگی می‌شود. شاعر در نهایت می‌گوید که در مجلس عشق، یار داستان‌هایی با رمز و راز می‌گوید که دل را به تسخیر درمی‌آورد.