نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۳ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

با عشق ز تسبیح و مصلا نتوان گفت

جز باده گل رنگ مصفا نتوان گفت

آنجا که کند عشق خداغارت دلها

جز ذکر تقدس و تعالا نتوان گفت

ای جان،خبرت نیست ز عالی بحقیقت

باتو سخن از عالم اعلا نتوان گفت

گر عشق و سلامت طلبی، مایه سوداست

با عشق ز سرمایه سودا نتوان گفت

در بحر وصالش همه در موج فناییم

آنجا زمربی و مربا نتوان گفت

این واعظ ما مرد شریفیست، فاما

با او صفت باده حمرا نتوان گفت

زان باده حمراست، که بی رنج خمارست

زان باده حمراست که آنرا نتوان گفت

جان و دل قاسم همگی غرق وصالست

با او سخن صوفی و ملا نتوان گفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به بیان احساسات عاشقانه و عمیق می‌پردازد و می‌گوید که عشق و حقیقت را نمی‌توان با کلمات بیان کرد. او به باده‌ای گل‌رنگ اشاره می‌کند که نمادی از عشق خالص است و معتقد است در مکان‌هایی که عشق حضور دارد، هیچ‌چیز دیگری جز ذکر خداوند نمی‌تواند مطرح شود. همچنین تأکید می‌کند که در کنار عشق و سلامت، نمی‌توان از مسائل دنیوی صحبت کرد و همه چیز در دنیای عاشقانه غرق در فناء است. شاعر به یک واعظ اشاره می‌کند که虽然 شریفی است، اما سخن گفتن درباره عشق و باده با او ممکن نیست. در نهایت، او اشاره به حال درونی خود و دیگر عاشقان دارد که در وصال غرق شده‌اند و در این مرحله هیچ سخنی از ملا یا صوفی نمی‌توان گفت.