نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۳ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بسیار سعی کردم و بسیار اجتهاد

عشقست هر چه هست،دگر هرچه هست باد

یک ذره بوی عشق بهر جا که باد برد

مؤمن ز دین برآمد و صوفی زاعتقاد

چندین هزار نور نبوت، که آمدند

کمتر در آمدند ز خلقان درین رشاد

یک لمعه نور عشق اگر جلوه گر شدی

ذرات کون «اشهد» گفتی بصد وداد

ای جان و دل،بجان نظری کن ز روی لطف

بی تو نه خواب دارم و نه صبر ونه سداد

ای عشق دل فروز، که جان را حمایتی

از جورتست این همه فریادودادداد

قاسم، طریق عشق چنینست جاودان

از دلبران جفا و ز دلدار انقیاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان تلاش‌های خود در مسیر عشق می‌پردازد و تأکید می‌کند که عشق همه چیز است. او اشاره می‌کند که بوی عشق در هر جا وجود دارد و مؤمنان و صوفیان در پی آن هستند. همچنین او می‌گوید که نور نبوت به اندازه‌ای که باید، در دل مردم نفوذ نکرده است. وقتی عشق به نمایش درآید، تمام موجودات به آن گواهی می‌دهند. شاعر از چشمان معشوقش می‌خواهد که با لطف نظر کند، زیرا بی‌او نه آرامش دارد و نه تحمل. او عشق را به عنوان حمایتی برای جان می‌داند و راه عشق را دائمی و از دل‌ها و دلدارها به تسلیم می‌سازد.