شمارهٔ ۲۱۷ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای پرتو جمال الهی،چه گویمت؟
ای فیض فضل نامتناهی،چه گویمت؟
خواهم زلطف وجود توشکری کنم ادا
آن هم زلطف تست،الهی،چه گویمت؟
گر کاینات خصم شوند،از کسی چه باک؟
ای جان ودل،توپشت وپناهی چه گویمت؟
وصف تو بر صحیفه دلها نوشته اند
بالاتر از سفید و سیاهی چه گویمت؟
حیران شدست جان و دل عاشقان ترا
نشناخته کسی بکماهی،چه گویمت؟
گاهی بغمزه ای ره صد کاروان زنی
گه مرشد طریقت و راهی،چه گویمت؟
جان خواستی ز قاسم بیچاره،ای صنم
جانها گدای تست و تو شاهی، چه گویمت؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش جمال و فضل الهی پرداخته و شاعر در آن به عشق و حیرت از وجود الهی اشاره میکند. او قصد دارد از لطف و رحمت خداوند سپاسگزاری کند و بیان میکند که حتی اگر همه کائنات علیه او شوند، هیچ هراسی ندارد زیرا خداوند پناه اوست. شاعر میگوید که ویژگیهای خداوند در دلها نوشته شده و هیچ کسی نمیتواند به طور کامل او را بشناسد. همچنین اشاره میکند که خداوند با یک نگاه میتواند راههای زیادی را باز کند و حتی در دردهای عاشقانه، روح را به خود جذب میکند. در نهایت، عشق و بندگی به خداوند را در قالبی عمیق و معنوی ابراز میکند.