نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۴ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

جام در پای صراحی سر نهاد

گریه ای میکرد از بهر رشاد

وین صراحی داد زد بهر شراب

باطن خم داد این می خواره داد

بادهاخوردندوخوش مستان شدند

هر دو از می شاد و می از هر دو شاد

یاد وصلت نکهت جنات عدن

بیم هجران قصه بئس المهاد

بی ملالت عاشقی معهود نیست

یاد دار این نکته را از عشق،یاد

غیر حق گفتی که : نبود معتمد

غیر ناموجود وآنگه اعتماد

تا خریدم دین عشق لم یزل

صد هزاران جان و دل کردم مراد

فیض خم را در صراحی بازبین

وز صراحی باز در جام جواد

قاسمی سرگشته سودای تست

یا مآبی، یا ملاذی، یا معاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تصویرگری لحظات شاد و معنادار می‌پردازد که با نوشیدن شراب و پیاله‌ای پر از آن، به شادی و سرخوشی می‌رسد. او به یاد وصال معشوق و لذت‌های بهشتی اشاره می‌کند و از اضطراب جدایی می‌نالد. عشق را یک امر ضروری و جاودانه می‌داند و تأکید می‌کند که نباید به غیر حق اعتماد کرد. در نهایت، شاعر توجه خواننده را به حالتی متضاد از سرگشتگی و جستجوی معانی زندگی جلب می‌کند، که ممکن است به مرگ یا زندگی پس از آن مرتبط باشد.