شمارهٔ ۲۲۶ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
سفر گزیدم ازین آستان کون و فساد
بر آسمان معالی، سفر مبارک باد!
مبارکی چه بود؟آنکه یار پیش آید
بشیوهای ملاحت، برای حسن رشاد
رشاد چیست؟ حذر کردن از موانع اصل
وصال چیست؟رسیدن بر آستان مراد
بجست و جوی تو بودیم در جهان فنا
بآرزوی تو رفتیم، هر چه باداباد!
مده بدست هواها عنان نفس نفیس
که تا شود ز تو راضی دل صلاح وسداد
اگر بکشف حقایق رسی،یقین می دان
که بر زمین حقیقت نهاده ای بنیاد
یقین که جان ودل قاسمی کتاب خداست
زهی صحایف روشن! زهی بیاض و سواد!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر سفری معنوی و تلاش برای رسیدن به حقایق بالاتر است. شاعر از آستان دنیا و فساد فاصله گرفته و به آسمان معالی سفر کرده است. او میگوید که خوشا به حال کسی که دوستش در این سفر حاضر باشد و با ملاحت و زینت، او را یاری کند. اشتغال به معنویات، پرهیز از موانع و رسیدن به مطلوب واقعی در زندگی، محور اصلی این سفر است. شاعر اشاره میکند که در جستجوی حقیقت، برای رسیدن به آرزوها تلاش کرده و بر این اساس، از تمایلات نفسانی پرهیز کند. در نهایت، او به وجود حقیقتی اشاره میکند که همچون کتاب خدا جان و دل را روشنی میبخشد و حقیقت را بر زمین استوار کرده است.