شمارهٔ ۲۳۸ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دیده مشتاق و دلم میل فراوان دارد
جانم از مسکن تن روی بجانان دارد
بهمه حال ز جانان نشکیبد جانم
جان زجان آمدو هم روی بدان جان دارد
دل بیچاره خرابست که گفتند :فلان
روی چون ماه وسر زلف پریشان دارد
روی از کعبه مقصود نشاید پیچید
گر ره کعبه همه خار مغیلان دارد
در زمانی همه جاویدوخوش وزنده شوند
سایه ای گر بسر خاک غریبان دارد
مردم از پرده پندارهمه مست و خراب
دل ما مست خدا،سوزش عرفان دارد
من چه گویم؟که حکایت بصفت ناید راست
قاسم از مونس جان شکر فراوان دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و longing گوینده به معشوق است. او به شدت دلتنگ و مشتاق حضور جانانش است و احساس میکند که جانش از تن جدا شده و تنها آرزوی وصال دارد. دل او به خاطر زیبایی معشوق و وضعیت سخت خود در عشق خراب است. او بیان میکند که ملاقات معشوق مانند رسیدن به کعبه است و حتی در سختیها و زحمتها، شوق و محبت او را رها نمیکند. همچنین، او اشاره میکند که مردم در عالم خیال مست و فراموشکارند و او تنها در عشق حقیقی غرق است. در نهایت، گوینده توانایی شرح حال واقعی عشق را ندارد و از عشقش به معشوق، شکرگزاری میکند.