نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۷ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ما همه شیداییان بودیم و مستان وداد

«زاد فی الطنبور نغما» حسن او چون جلوه داد

گفت دلبر: عاشقا، برگو، چه خواهی من‌یزید؟

گفتم: ای جان و جهان، آخر چه گویم من‌یراد؟

باد بوی زلف مشکین تو می‌آرد به من

شاد شد جانم ز بوی باد، جانش شاد باد!

گر مرادی بایدت، در نامرادی زن قدم

یافتند از نامرادی عاشقان گنج مراد

گفتمش: اندر نهادم هیچ کس غیر تو نیست

گفت: نوشت باد، نوش، ای عاشق نیکونهاد!

از دو بیرون نیست ره، گر مرد این راهی بدان:

یا طریق جد بباید، یا سبیل اجتهاد

قاسمی نام ترا جان و جهان گفت، ای عزیز

سیر او چون بر سبیل «علم الاسما» فتاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است درباره شیدایی و عشق. شاعر در حال بیان عشق و سرمستی است و از زیبایی معشوق خود سخن می‌گوید. او به باد و بوی زلف محبوب اشاره می‌کند که جانش را شاد کرده است. شاعر می‌گوید که تنها کسی که در دلش جای دارد، معشوقش است و دیگران در این مسیر جایی ندارند. همچنین به دو راه اصلی در عشق اشاره می‌کند: یکی راه جدی و دیگری راه تلاش و کوشش. در نهایت به نام قاسمی اشاره می‌کند که نشاندهنده عشق و جستجوی علم و معرفت است.