نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

ساقی، ز کرم پر کن این جام مصفا را

آن روح مقدس را، آن جان معلا را

روزی که دهی جامی، از بهر سرانجامی

یک جرعه تصدق کن آن واعظ رعنا را

خواهی که برقص آید ذرات جهان از تو

در رقص برافشانی آن زلف چلیپا را

ناصح، برو و بنشین، افسانه مخوان چندین

از سر نتوان بردن این علت سودا را

گفتی که: ز خود گم شو، تا راه بخود یابی

تفسیر نمی دانم این رمز و معما را

هربار که من مردم صد جان دگر بردم

احصا نتوان کردن اعجاز مسیحا را

قاسم نشود عاشق هرگز به هوای خود

لیکن چه توان گفتن آن مالک دل‌ها را؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن شاعر از ساقی می‌خواهد که جامی پر از شراب الهی را به او بدهد و توجهش را به روح مقدس و معنوی جلب کند. او تأکید می‌کند که اگر می‌خواهد ذرات جهان به سمت او رقص کنند، باید زیبایی و جذابیتی را در کلامش بگنجاند. نصیحت‌کننده را دعوت می‌کند که از تکرار افسانه‌ها بپرهیزد و به جای آن به عمق وجود بپردازد. شاعر در جستجوی فهم عمیق‌تری از زندگی و معانی پنهان آن است و بیان می‌کند که عشق واقعی خارج از خواسته‌های شخصی است و نمی‌توان آن را به سادگی توصیف کرد.