نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۴ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

تو آن دری که در عمان نگنجد

تو آن گنجی که در ویران نگنجد

بیا،ساقی، مرا جامی کرم کن

از آن جامی که در امکان نگنجد

خدا این عاشقان را همتی داد

که در کیخسرو و خاقان نگنجد

چو روباهست عقل حیله کردار

میان بیشه شیران نگنجد

بحمدالله بدان یوسف رسیدم

که اندر مصر و در زندان نگنجد

مراسرویست سر سبز و خرامان

که اندر باغ و در بستان نگنجد

چو قاسم با وصال یار پیوست

در آنجا قصه دربان نگنجد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و حقایق عمیق انسانی می‌پردازد. شاعر از معشوقی سخن می‌گوید که علاوه بر اینکه در مکان‌ها و شرایط مختلف نمی‌گنجد، به نوعی درک و فهم خاصی از عشق و زیبایی را ارائه می‌دهد. او احساسات و عاشقانه‌هایش را با تصاویری شاعرانه و کنایه‌آمیز بیان می‌کند. در این میان، به ویژگی‌های عقل و احساس اشاره می‌کند و از موانع و دشواری‌ها صحبت می‌کند که عشق واقعی را از دیگر تجربیات متمایز می‌کند. در نهایت، پیام شعر بر این است که عشق واقعی به گونه‌ای است که در هیچ‌ی از محدودیت‌ها نمی‌گنجد.