شمارهٔ ۲۵۴ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
طور سینا چه بود؟ سینه دانا باشد
دل عاشق چه بود؟ لجه دریا باشد
لذت جان طلبی،خاطرفارغ بکف آر
دل عاشق بجهان فارغ و یکتا باشد
من ندانم که چه حالست؟ که هر جا که منم
خاطرم شیفته آن قدوبالا باشد
روز محشر،که سر از خواب گران بردارم
جان من شیفته عشق و تولا باشد
بوی عشق تو مرا زنده جاویدان کرد
این هم از خاصیت معجز عیسا باشد
دل بدلدار ده و جان گرامی در باز
تا ترا قاعده عیش مهنا باشد
قاسم،از عشق مگو قصه به بیگانه دلان
سخن عشق همه رمز و معما باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و حالاتی است که عاشق در آن تجربه میکند. شاعر به توصیف عمق عشق و ارتباط آن با دنیای فراموشنشدنی میپردازد و به ویژگیهایی چون بیقراری دل عاشق و شهود خاصی که از عشق سرچشمه میگیرد اشاره میکند. عشق به عنوان نیرویی زندهکننده و جاودانی توصیف شده که انسان را از خواب غفلت بیدار میکند. همچنین شاعر به زیبایی و سادگی عشق اشاره کرده و به رهروان این مسیر توصیه میکند که عشق را با دیگران در میان نگذارند، زیرا هر سخن به عشق، خود یک راز و معماست.