شمارهٔ ۲۵۷ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هر که او را هوس منصب اعلا باشد
قبله جان و دلش زلف چلیپا باشد
عاشقی را،که بهمت زد و عالم بگذشت
میل جانش همه با مقصد اقصا باشد
عاشقم، ناله و زاری مرا منع مکن
هر کجاعشق بود شورش و غوغا باشد
گر مرا جانب جنات نباشد میلی
آن هم از خاصیت جودت صهبا باشد
گر مرا در چمن جنت فردوس برید
خاطرم مایل آن ماه دلارا باشد
دل من بحر محیطست، عجب نبود ازو
اگرش موج ثری تا بثریا باشد
دل،که آشفته آن زلف پریشان نشود
دل نباشد،مگر آن صخره صما باشد
رو به محبوب ازل از همه سو آوردن
پیش مستان خدا حسن تولا باشد
قاسمی،دولت جاوید چه باشد؟دانی؟
هر کرا باده ازین جام مهیا باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و علاقه عمیق انسان به معشوق میپردازد و بیانگر حالاتی است که یک عاشق واقعی تجربه میکند. شاعر به افرادی که به دنبال مقام و موقعیت هستند هشدار میدهد که عشق حقیقی مقام بالاتری دارد و تنها در عشق میتوان به اوج رسید. او به ناله و فریاد عاشقانهاش افتخار میکند و اظهار میدارد که هر کجا عشق باشد، شور و هیجان نیز وجود خواهد داشت. شاعر همچنین به وسعت دل عاشق اشاره میکند و میگوید که دل او مانند دریا است و میتواند هر نوع احساس را در خود جای دهد. به طور کلی، شعر به زیبایی و پیچیدگی عشق پرداخته و نشاندهنده ارادت و عمیق بودن احساسات عاشقانه است.