نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۸ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بپیش درد من درمان چه باشد؟

ز سر بگذر،سر و سامان چه باشد؟

چو پیمان را شکستم باز ساقی

مرا پیمانه ده،پیمان چه باشد؟

گدا آیینه احسان شاهست

ز من تاوان مجو،تاوان چه باشد؟

اگر نبود گدا هرگز که داند

که محسن کیست یا احسان چه باشد؟

بمصر جان چو یوسف روی بنمود

ازین پس کلبه احزان چه باشد؟

چو واجب را ظهوری هست،مظهر

بغیر از عرصه امکان چه باشد؟

چنان بگریست از درد تو قاسم

که پیش اشک او توفان چه باشد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به درد و مشکلات خود اشاره می‌کند و از جستجوی درمان آن می‌گوید. او احساس می‌کند که پیمان‌ها و توافق‌ها شکسته شده و تصمیم به نوشیدن می‌گیرد. همچنین به اهمیت احسان و محبت در زندگی اشاره می‌کند و یادآور می‌شود که بدون وجود گدا، کسی نمی‌تواند به ارزش احسان پی ببرد. شاعر با ذکر داستان یوسف و معناهای عمیق آن، بر غم و اندوه خود تأکید می‌کند و در نهایت به گریه و درد عمیق قاسم اشاره می‌کند که نشان‌دهنده شدت احساساتی است که از درد معشوق ناشی می‌شود.