شمارهٔ ۲۷۱ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آیینه سبب گشت که روی تو عیان شد
روی تو سبب بود که آیینه نهان شد
از شرم رخت گشت نهان آینه، آری
چون حسن ترا دید که مشهور جهان شد
یک لمعه ز رخسار تو ناگاه درخشید
جانها همه زان حالت خوش رقص کنان شد
با حلقه گیسوی تو هرکس که سری داشت
در عاقبت کار ز سودازدگان شد
از نور تجلی رخت هر که خبر یافت
در لذت دیدار تو از بی خبران شد
سر حلقه سودا زدگانم من مسکین
مشکین گره زلف تو تا مسکن جان شد
قاسم دل و دین خواست که در راه تو بازد
از بخت نکو عاقبت الامر همان شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و تأثیر شگفتانگیز معشوق بر دل و جان عاشقان است. شاعر بیان میکند که وجود آیینه باعث نمایان شدن زیبایی معشوق شده و زیبایی او موجب میشود که آیینه خود را پنهان کند از شرم. همچنین توصیف میکند که وقتی زیبایی معشوق دیده میشود، همه دلها شاد و رقصان میشوند. هر کسی که به او عشق ورزد، در نهایت به نوعی به سودازدگی دچار میشود و زیبایی او همه را نیکو میکند. شاعر در پایان بیان میکند که او نیز در معرض این عشق و زیبایی قرار دارد و گره موی معشوق را به عنوان پناهی برای جان و دل خود میداند.