شمارهٔ ۲۷۳ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
باز دست عشق عقلم را گریبان میکشد
باز جان سوی حریم عز سلطان میکشد
باز در خم خانه وحدت ز جام معرفت
روح پاکم جرعه ها چون بحر عمان میکشد
باز جوهرهای عرفان راز گنج «کنت کنز»
لطف محبوب ازل در رشته جان میکشد
با وجود ملک معنی هر زمان خط عدم
کلک همت بر سواد ملک خاقان میکشد
باز بر دیوان بی باکی ذل و جرم من
دست لطف لایزالی کلک غفران میکشد
باز از صف نعال پاس فضل لایزال
جان ما را بر سریر صدر انسان میکشد
در سرای وصل جانان قاسمی را بار داد
زانکه دیرست او که بر دل بار هجران میکشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف تجربههای عاطفی و روحانی شخصی پرداخته است. شاعر در آن به عشق و محبت میپردازد که او را به سوی حریم الهی و معرفت سوق میدهد. او از احساسات عمیق خود نسبت به خدا و عشق الهی صحبت میکند و به لطف و رحمت بیپایان محبوب اشاره دارد. همچنین، شاعر از عبور از سختیها و جهل به سمت شناخت و آگاهی در مسیر عرفان صحبت میکند و بر اهمیت ارتباط با ذات پاک الهی تأکید میکند. در نهایت، تنهایی و دوری از محبوب نیز به تصویر کشیده شده است.