نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۴ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شوری از شیوه شیرین تو پیدا آمد

آدم از خلوت عزت بتماشا آمد

لمعه ای از رخ زیبای تو بر عالم زد

این همه نور یقین ظاهر و پیدا آمد

قصه عشق تو گفتند گروهی با هم

کوه ازین واقعه حیران شد و شیدا آمد

موسی و طور ز سودای تو دیوانه شدند

این چنین واقعه برطور تجلا آمد

گفت درویش بمجنون که: بگو، ذکر تو چیست؟

گفت:اوراد دلم لیلی ولیلا آمد

هرکه در احسن تقویم بود اول حال

آخر قصه او «ثم رددنا» آمد

هرکرا خاطر از ایام بگیرد زنگی

صیقل جان و دلش طلعت سلما آمد

قاسمی چون ز می عشق تو شد مست و خراب

کمترین جرعه او لجه دریا آمد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی الهی است. شاعر به تأثیر جلوه‌های معشوق بر جهان و انسان‌ها اشاره می‌کند. وجود معشوق باعث شعف و شگفتی در دل‌ها می‌شود و حتی کوه‌ها از آن حیرت‌زده می‌گردند. داستان عشق معشوق به قدری عمیق و تأثیرگذار است که پیامبران نیز تحت تأثیر آن قرار گرفته‌اند. همچنین در این شعر به حالت عشق و زنگاری که از دنیا به دل‌ها می‌نشیند اشاره شده و در نهایت می‌گوید که عشق الهی روح و جان را پاک می‌کند و به آن‌ها زندگی جدیدی می‌بخشد. تجربیات عاشقانه، سرشار از زیبایی و رازهای عمیق هستند.