نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۸ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن ماه دل افروز که رشک قمر آمد

در پرده نهانست ولی پرده در آمد

گلهای بساتین همه نالند چو بلبل

چون حسن تو در صحن چمن جلوه گر آمد

هرجا که تجلی رخت جلوه عیان کرد

بالا شجری،دل حجری،لب شکر آمد

یک لمعه ز رخسار تو در ملک جهان تافت

«صدق » ز دل خرقه و زنار بر آمد

صد بار بکشتند مرا در غم عشقت

هر بار از آن بار دگر زنده تر آمد

هر تیرکه از شست تو آمد،بحقیقت

بر سینه عشاق چو شهد و شکر آمد

هر جام که خوردیم از آن خم دل افروز

در بار دگر جودت او بیشتر آمد

شاید که بدنیی و بعقبی نکند میل

جانی که دو عالم بر او مختصر آمد

یاران همه در حالت خوش مست سماعند

کز یار سفر کرده قاسم خبر آمد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذبه یک محبوب است که در میان گل‌ها و زیبایی‌های طبیعت همواره جلوه‌گر است. شاعر به وصف چهره و محبوبیت او می‌پردازد و اشاره می‌کند که عشق او باعث زنده شدن دوباره‌اش می‌شود. همچنین، عواطف و احساسات عاشقان را به تصویر می‌کشد که تحت تأثیر تیرهای عشقی که از سوی محبوبشان می‌آید، می‌میرند و دوباره زنده می‌شوند. در نهایت، به شادی و مستی یارانش در انتظار خبری از معشوق پرداخته شده است.