شمارهٔ ۲۷۹ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
امروز بار دیگر آن ماه دلبر آمد
شادیست جان و دل را کان شاه کشور آمد
باز آمد آن قیامت،آن فتنه و علامت
چون ساقیان مهرو،با جام و ساغر آمد
دامی نهاد و دانه،آن دلبر یگانه
آدم بصد بهانه،در دام دلبر آمد
عشق آتشیست سوزان، عقلست مست و حیران
دل در میان هر دو محکوم مضطر آمد
ره بسته نیست، یارا، بگشاده است،اما
هستی ما درین ره سد سکندر آمد
عقل آهوییست حیران، عشقست شیر غران
بگریخت عقل ترسان،عشق غضنفر آمد
با عشق باش،قاسم،کز عشق و شور و مستی
هم دل مؤید آمد،هم جان مظفر آمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف بازگشت محبوب و شادیهای ناشی از این حضور میپردازد. شاعر با اشاره به "ماهِ دلبر" و "شاه کشور"، از احساسی شگفتانگیز و شور و شوق در دل و جان صحبت میکند. عشق را به آتش سوزان و عقل را به آهویی حیران تشبیه کرده و بیان میکند که در میان این دو، دل انسان در تنگنا و اضطراب است. شاعر همچنین به اشاره به عشق و شور و مستی آن، از حالتی خوشایند و پیروزی در عالم احساسات سخن میگوید. در نهایت، شعر به توازن بین عشق و عقل و تاثیری که این دو بر زندگی انسان میگذارند، میپردازد.