شمارهٔ ۲۸۵ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
یار ببازار کاینات برآمد
نعره هیهات از جهات برآمد
صبح وصالش دمید در همه جایی
هر طرفی بانگ الصلات برآمد
جمله ذرات گشت زنده جاوید
آب که از چشمه حیات بر آمد
زلف خوشش سایه کرد،طلعت خورشید
نعره ز کفار سومنات برآمد
نفس تنزل ببین،که عین ترقیست
ماه یقین از تنزلات برآمد
لمعه نور قدیم تافت ز کیوان
جمله مرادات محدثات برآمد
یک نظری کرد دوست جانب امکان
شان مفصل ز مجملات بر آمد
معنی این نکته چیست؟گر بشناسی
ذات بوصف تعینات بر آمد
شیوه شیرین او چو دید بیک بار
قاسمی از صبر و از ثبات بر آمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر ظهور و تجلی یار در کائنات است. با ورود صبح وصال، همه جا پر از صدا و زندگی میشود. ذرات جهان زنده و جاوید میشوند و نغمههای عشق به گوش میرسد. همچنین، شاعر به زیبایی و جاذبه دوست اشاره میکند و از آنجا که دو نکته مهم را در مورد ذات و تعینات بیان میکند، میتوان پی برد که درک عمیق و شناخت از او به مسائلی فراتر از ظاهر مربوط میشود. در نهایت، تأکید بر صبر و ثبات در مواجهه با مشکلات است.