شمارهٔ ۲۸۹ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دلدار من از خانه ببازار برآمد
ناگه بسر کوچه خمار برآمد
گلبانگ «تعالی » بشنیدند روانها
صد نعره ز تسبیح و ز زنار برآمد
دعوی بچه تیره فرو رفت بخواری
معنی ز ته که گل فخار برآمد
عالم همه روشن شد از آن نور بیکبار
گفتند که: آن دلبر عیار برآمد
گفتیم: چو خورشید جمال تو عیانست
«صدق » ز دل مؤمن وکفار برآمد
گفتم که: تویی، غیر تو کس نیست بعالم
این نعره هم از طبله عطار برآمد
خورشید رسیدست ز ایمن بدل من
تا از دل قاسم دم اقرار برآمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف ظهور دلدار و زیباییهای او میپردازد. شاعر از لحظهای صحبت میکند که دلدار از خانه بیرون میآید و باعث روشنی و شور و شوق در دلها میشود. در این لحظه، حقیقت و معانی عمیق درک میشوند و تمامی عالم روشن میشود. شاعر بیان میکند که دلبر (محبوب) همچون خورشید است و جز او کس دیگری در عالم وجود ندارد. نهایتاً، شاعر به بیان احساسات خود میپردازد و میگوید که محبوبش در دل او نشسته و نور حیاتش را به او بخشیده است.