شمارهٔ ۲۸۸ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون ماه نو از مشرق انوار برآمد
فریاد ز اسلام وز کفار برآمد
حسنت سخنی گفت بگلذار و ریاحین
ریحان بخجالت شد و گل زار بر آمد
عشق تو چو افتاد بسر حلقه مستان
از حلقه مستان همه انوار برآمد
شوقت گذری کرد بکاشانه رندان
«صدق » ز دل مست و ز هشیار برآمد
شادند جهانی و چه گویم که چه شادند؟
زین مشغله کز که گل فخار بر آمد
زین پیش دو عالم همه ز اغیار تهی بود
چون کرد ظهور این همه اظهار برآمد
گفتند که:قاسم طلب وصل تو دارد
در حال و زمان لمعه دیدار برآمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف ظهور و تاثیرات نورانی و محبت میپردازد. شاعر از آمدن ماه نو سخن میگوید و با بیان فریادهایی از اسلام و کفر، به تضادهای موجود اشاره میکند. عشق و زیبایی نیز در اشعار نمود پیدا کرده و نشان میدهد که چگونه عشق به معشوق، جهان را روشن میکند. شاعر به شادی و نشاطی که از ظهور عشق و زیبایی به وجود آمده اشاره میکند و بیان میدارد که قبل از این، دو عالم خالی از عشق و محبت بودهاند. در نهایت، به درخواست وصال و دیدار از طرف قاسم اشاره میشود که به نوعی نماد انتظار و شوق است.