نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۲ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

اندرین دور، که مستان طریقت خوارند

گرچه خوارند ولی خوشدل و برخوردارند

طرفه حالی‌ست که مستان طریقت مادام

باده از جام بریزند ولی کج دارند

هر که در راه طریقت به فنایی نرسید

عارفانش به حقیقت به جوی نشمارند

عاشقان سر بنهادند به تسلیم و فنا

عاقلانند که در بند سر و دستارند

عاقلان از همه سو قصه سوسو دارند

عاشقان از همه رو شیفته دلدارند

همه شب تا به سحر ورد و دعا می‌گویند

چشم‌هایی که به یادت همه شب بیدارند

قاسمی، هان، سخن عشق به بیگانه مگوی

عارفانند که شایسته این اسرارند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره مستان طریقت است که هر چند ظاهراً خوار و بی‌قدر به نظر می‌رسند، اما دل‌های خوشی دارند و از زندگی لذت می‌برند. این مستان در حالی که باده می‌نوشند،‌ همیشه به یاد حق و حقیقت‌اند. کسانی که در راه عشق و طریقت قدم گذاشته‌اند، به فنا و تسلیم شده‌اند و فقط عاقلان هستند که خود را در قید و بند ظاهر نگه می‌دارند. عاقلان از داستان‌های بی‌پایه حرف می‌زنند ولی عاشقان همیشه شیفته و در یاد معشوق‌اند. آن‌ها تمام شب را در دعا و یاد خداوند بیدار می‌مانند. در انتها، شاعر می‌گوید این رازهای عشق فقط شایسته عارفان است و نباید به بیگانگان گفته شود.