نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۴ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آنان که بجز روی تو جایی نگرانند

کوته نظرانند و چه کوته نظرانند!

و آنان که رسیدند زنامت بنشانی

در عالم حیرت همه بی نام و نشانند

در جای خیال تو اگر اشک در آید

صاحب نظران دردمش از دیده برانند

سکان سر کوی تو ملک دو جهان را

هرچند که عورند، بیک جو نستانند

در کوی تو گر پای نهم عیب مفرما

عشاق تو مستند، سر از پای ندانند

سرمایه شادی جهان مستی عشقست

آنها که ازین می نچشیدند ندانند

قاسم،سر وجان باختن اندر ره معشوق

شرطست، ولی مردم عاقل نتوانند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به اهمیت عشق و وابستگی به معشوق اشاره می‌کند. او می‌گوید افرادی که جز به عشق معشوق نمی‌اندیشند، ناکام و کوته‌نظرند. کسانی که به درک عمیق عشق می‌رسند، در دنیای مملو از حیرت و بی‌نامی به سر می‌برند. حتی اگر در این فضایی که معشوق حضور دارد، اشکی بریزند، صاحب‌نظران درد خود را از چشم‌ها پنهان می‌کنند. شاعر بیان می‌کند که در کوچه عاشقی، هرچند که ممکن است مشکلاتی وجود داشته باشد، عشق ارزشمند است و باید از آن لذت برد. او همچنین به این نکته تأکید می‌کند که سعادتمندی و شادی همیشه در عشق است و کسانی که از این شجره پاک نمی‌چشند، نمی‌توانند درک کنند. در نهایت، او از قاسم که جان خود را در این راه فدای عشق می‌کند، یاد می‌کند و می‌گوید این شرط عشق است، هرچند عقل‌مندان نمی‌توانند اهمیت آن را درک کنند.