نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۷ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای عشق توام در دو جهان مقصد و مقصود

در طور عدم گشتن من وصل تو موجود

بنمود بعشاق جهان سکه مهرت

سیماب سرشک مژه بر روی زر اندود

سازم همه در مجلس غمهای تو چون چنگ

سوزم همه بر آتش سودای تو چون عود

اقفال زر اندود ز ابواب سعادت

کس جز بمفاتیح هدایات تو نگشود

آخر نظری کن بدل غمزده یکبار

کاندر غم هجران تو یک باره بفرسود

نی نی،چو ترا بر دل من هجر مرا دست

با هجر تو دلشادم و با درد تو خشنود

چون شد بتقاضای تو راضی دل قاسم

سودش همه خسران شد و خسران همگی سود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوقه‌اش صحبت می‌کند. شاعر عشق را هدف وجودی خود در دنیا می‌داند و از احساسات عمیق و غم ناشی از دوری معشوق، سخن می‌گوید. او خود را مانند سازی در مجلس غم توصیف می‌کند که تنها با یاد تو می‌تواند بسوزد و درد را تحمل کند. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند به سعادت واقعی دست یابد، مگر با هدایت معشوق. در انتها، شاعر با اشاره به حسرت و پشیمانی از جدایی، به این نتیجه می‌رسد که عشق واقعی در عین درد و رنج، رضایت و خوشبختی نیز به همراه دارد.