نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۲ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

رنگ رز خواست که خمی کند از کور و کبود

رنگ او راست نشد،حیرت و وحشت افزود

خم اگر تیره شود،صوفی ما طیره مشو

که درین کاسه همانست که از خم پالود

زان شرابی که ازو زنده شود جان و جهان

ساقی جان و جهان بر دل ما می پیمود

جمله دلها همه مستند چو دیدند این حال

که صراحی بسجود آمد و جانها بشهود

باده از خم الهی خور و چندان می خور

که ترا باز رهاند همه از ننگ وجود

بخرابات جهان واله و سرگردانیم

کس نداند که چه حالست و چه افتاد و چه بود

قاسمی را ز شرابات الهی در ده

ساقی،امروز علی رغم جحودان حسود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و رنگ رز اشاره می‌کند که در تلاش است تا از حالت خاموشی و ناامیدی بیرون بیاید، اما به دلیل رنگ تیره و ناامیدکننده‌اش، دچار حیرت و وحشت شده است. شاعر به صوفیانی که در جستجوی حقیقت هستند، هشدار می‌دهد که در برابر تیره‌گی‌ها و چالش‌ها، باید آرامش خود را حفظ کنند. او به شراب الهی اشاره می‌کند که جان و جهان را زنده می‌کند و دعوت می‌کند که از این شراب بنوشند تا از زشتی‌ها و دنیای مادی رهایی یابند. در نهایت، شاعر به حال و روزی گیج و سرگردان اشاره می‌کند و از ساقی می‌خواهد که در این روزگار به آن‌ها کمک کند.