نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۰ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

فتنه در خواب قیامت خفته بود

چشم بیدار تو خوابش در ربود

تا چو گل از پرده بیرون آمدی

در گلستان عام شد بانگ سرود

بر سر بازار جان مست آمدی

مست حیرت ماند جانها در شهود

آب رحمت ریختی در جام ما

تابهر جانب برآمد بانگ رود

آفتاب عالم آرا جلوه کرد

منبسط شد در جهان ظل ودود

شور و غوغا عام شد در کاینات

تا نقاب از چهره معنی گشود

گر خطایی رفت بازآ از کرم

قاسمی باز آمدست از هرچه بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف بیداری یک حقیقت بزرگ می‌پردازد که در خواب قیامت به سر می‌برد. بیداری و ظهور این حقیقت باعث بروز شور و شوق در عالم می‌شود و همه جا را پر از سرود و خوشحالی می‌کند. انسان‌ها به حیرت و شگفتی می‌افتند و به نوعی از فیض و رحمت الهی سیراب می‌شوند. نور و عالم‌تابی به دنیا می‌تابد و تمام هستی تحت تأثیر این ظهور قرار می‌گیرد. شاعر به کرم و بزرگواری الهی اشاره می‌کند که در صورت خطا، بازگشتی نیکو را میسر می‌سازد.