نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۷ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مقام ما بسر کوی یار خواهد بود

که بر بهشت برین اختیار خواهد بود

بهر کجا که نشینم دمی، ز فرقت تو

زخون دیده و دل لاله زار خواهد بود

دلم زدست شد، ای دوست، دستگیری کن

که در هوای تو زار و نزار خواهد بود

مرا بهیچ کس امید نیست در دو جهان

ولی بلطف تو امیدوار خواهد بود

بداراگر برسی، خوش سلیم باش و مپرس

چه جای دار؟ که دارالعیار خواهد بود

ترا که منکر عشقی و عاشقان، شک نیست

که جایگاه تو دارالبوار خواهد بود

بیا و قاسم، از ین ملکت جهان بگذر

که دار ملک جهان بی مدار خواهد بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و longing (اشتیاق) به محبوب اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که هر جا باشد، از غم و دوری محبوبش رنج می‌برد. دلش به خاطر عشق آشفته است و از محبوبش درخواست کمک می‌کند. شاعر به هیچ‌کس در این دنیا امیدی ندارد جز لطف محبوبش. او همچنین به این نکته اشاره دارد که عشق او انکار نمی‌شود و مکان محبوبش، جای امن و آرامی خواهد بود. شاعر در نهایت از محبوب می‌خواهد که به او ملحق شود تا تمام آلام و مشکلاتش برطرف شود.