شمارهٔ ۳۲۸ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تا جهاندار، جهاندار جهان خواهد بود
دل ما عاشق آن سرو روان خواهد بود
ما درین دیر مغان بهر نیاز آمده ایم
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
«من ر آنی » و « رألحق » چه سخن می گوید؟
تا تو پیدا نشوی یار نهان خواهد بود
واعظا، قصه تقلید، بمان روز وصال
پیش مستان سخن از عین عیان خواهد بود
تا تو از خلوت عز عازم صحرا نشوی
دل ما نعره زنان، جامه دران خواهد بود
تا نبینم رخ زیبای تو شادان نشوم
سینه پر سوز و دلم پر خفقان خواهد بود
قاسمی سر بفدای تو کند، کاندر وصل
سر ما بر تن ما بار گران خواهد بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و وابستگی عمیقش به معشوق و مفهوم وصال میپردازد. او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید تا زمانی که معشوق پیدا نشود، دل او پر از غم و درد خواهد بود. شاعر تأکید میکند که در جستجوی عشق، برای رفع نیازهای خود به مغان (معنویون) روی آورده و دلش به یاد معشوق خواهد سوخت. همچنین، او به اهمیت تجربه و درک مستقیم عشق میپردازد و از عواقب دوری معشوق سخن میگوید، به این معنا که بدون دیدار محبوب، دلش آرام نخواهد گرفت. شاعر همچنین به جانفشانی و فدای خود برای معشوق اشاره میکند، اگرچه تحمل آن بار سنگین عشق برای او دشوار است.