نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

باده می ریزند صافی دم بدم در جام ما

تا چه خواهد شد ز جام یار ما انجام ما؟

ما همه مستیم از آن دولت که بنمودی جمال

همچو دولت ناگهان مست آمدی بر بام ما

چون سر از خاک لحد در حشر بردارم ز خواب

مست و حیران تو باشد جان درد آشام ما

لب بلب ما مست آن احسان جاویدان شدیم

ساقی از جام لبالب می دهد انعام ما

عقل ما در راه او سرگشته و حیران بماند

در حقیقت عشق باشد هادی اسلام ما

ما نشان و نام خود در راه او در باختیم

بعد ازین تا خود که گوید از نشان و نام ما؟

جان قاسم عرق منت گشت از سر تا بپا

کز کرامت آب رحمت ریخت او در جام ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حال و احوال عاشقان و مستی ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر به باده‌ریزی و مستی اشاره می‌کند که از جمال محبوب به دست آمده است. او از شادی و شگفتی‌اش در مقابل جمال محبوب می‌گوید و این احساس را تا قیامت ادامه‌دار می‌داند. شاعر بیان می‌کند که عشق واقعی، عقل را سرگشته کرده و در این مسیر، همگان از نشان و نام خود گذشتند. در نهایت، او به کرامت و رحمت محبوب اشاره می‌کند که همچون آب در جام او ریخته شده است.