نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۱ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر با تو دمی محرم اسرار توان بود

بر ملک و ملک فایض انوار توان بود

با ابروی تو محرم محراب توان شد

با چشم خوشت ساکن خمار توان بود

با روی تو برمذهب اسلام توان زیست

با زلف تو در حلقه کفار توان بود

با شحنه عشقت می توحید توان خورد

با محتسب حکم تو هشیار توان بود

گر بر سر بیمار خود آیی بعیادت

صد سال بامید تو بیمار توان بود

یک آه، که از جان بهوای تو بر آید

حقا که بکونین خریدار توان بود

با حفظ تو در دوزخ سوزان بتوان زیست

با یاری تو رافع اغیار توان بود

آن بار که از شدت او کوه ابا کرد

با قوت تو حامل آن بار توان بود

در بادیه محنت هجران شب تاریک

با نور رخت قافله سالار توان بود

با لمعه تو نیر خورشید توان گشت

با قطره تو قلزم زخار توان بود

گر بر سر بازار جهان جلوه گر آیی

قلاش صفت بر سر بازار توان بود

گر وعده دیدار تو در صومعه باشد

تا روز ابد در پس دیوار توان بود

با حکمت تو لذت اسرار توان یافت

با جذبه تو سالک اطوار توان بود

با معرفت حسن تو معروف توان گشت

با نقد غمت مالک دینار توان بود

مشکین نفس از شوق تو شد قاسمی، آری

با طیب موالات تو عطار توان بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف عشق و زیبایی معشوق می‌پردازد و بیان می‌کند که عشق به معشوق می‌تواند انسان را در برابر چالش‌ها و سختی‌ها مقاوم کند. شاعر می‌گوید اگر لحظه‌ای با معشوق باشی، قدرتی خواهی داشت که می‌توانی بر هر مشکلی فایق آیی. زیبایی و جذبه معشوق به قدری است که حتی در سخت‌ترین شرایط، انسان می‌تواند از عشق و محبت او قوت بگیرد. شاعر همچنین به این نکته اشاره می‌کند که عشق او می‌تواند انسان را به مقاماتی بلند برساند و در دنیای پرتنش، آرامش و لذت را به ارمغان آورد. این شعر در واقع تجلی عشق الهی و انسان را ترغیب به حرکت در مسیر عشق و شناخت زیبایی‌های حقیقی می‌کند.