شمارهٔ ۳۳۴ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گاهی درون پرده عزت نهان شود
گاهی هزار پرده بدرد،عیان شود
گاهی درون پرده جهانی بهم زند
گاهی برون پرده جهان در جهان شود
گه در طریق عزت امان زمین بود
گاهی درون پرده امام زمان شود
گاهی امین مدرسه و خانقه بود
گاهی امیر کوچه دردی کشان بود
گاهی غمش برای دلم ارغنون زند
گاهی بحسن و لطف گل ارغوان شود
او بی نشان و جمله عالم نشان اوست
گه در نشان نماید و گه بی نشان شود
گر پرسدم که قاسم مسکین ما کجاست؟
رویم ازین شرف چو مه آسمان شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات به بررسی حالات و مراتب مختلف وجود انسان و تجلیات الهی در زندگی میپردازد. در یک زمان ممکن است انسان در پرده عزت و احترام باشد و در زمان دیگر در پردههای مختلفی به آزمونها و چالشها مواجه شود. این شعر به توصیف حالات متفاوتی میپردازد که انسان ممکن است تجربه کند؛ از احساس قرب و نزدیکی به خدا تا مواجهه با سختیها و غمها. همچنین اشاره به وجود شخصی دارد که ممکن است در موقعیتهای مختلف، از مقام معنوی تا اجتماعی، قرار بگیرد و اینکه حتی در حیات روزمره هم میتوان به جستجوی معانی عمیق و الهی پرداخت. در نهایت، شاعر میپرسد که قاسم، که نماد یک انسان نیکوکار و روحانی است، کجاست و به این ترتیب تاکید دارد که در جستجوی علم و معرفت، باید به دنبال جوهر حقیقت بود.