نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۶ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

تعینات جهان در میان بیم و امید

ز آسمان بزمین وز ذره تا خورشید

همه بر غبت خود در جهان کون فساد

کمال خود طلبد از خدای خود جاوید

کمال خاک نبات وکمال او حیوان

کمال حیوان انسان،که اوست اصل نوید

کمال انسان باشد بلوغ حضرت حق

که اوست اصل مرادات و مخلص امید

به قول قاسمی ار باز دانی این معنی

گذشت قصر جلالت ز قیصر و جمشید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تعینات و مراحل مختلف وجود در جهان اشاره دارد و به تداخل میان بیم و امید در سرنوشت انسان‌ها می‌پردازد. از آسمان تا زمین و از ذره تا خورشید، همه موجودات در جستجوی کمال و رسیدن به خداوند جاودان هستند. کمال هر موجودی در دستیابی به مقام و حقیقت خود نهفته است؛ از خاک و نبات تا حیوان و انسان. کمال نهایی انسان در رسیدن به درک و شناخت حق است که به عنوان هدف اصلی حیاتش مطرح می‌شود. در انتها، شاعر به گذشت زمان و از دست رفتن جلال و قصر جمشید و قیصر اشاره می‌کند تا نشان دهد که تمام عظمت‌ها در نهایت به فنا می‌روند و تنها ارتباط با حق معنای واقعی را به انسان می‌دهد.