شمارهٔ ۳۴۰ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نعم الفقیه، حال مدرس کجا رسید؟
در وصف حق نه هیچ سخن گفت و نه شنید
حظ از حواس داشت، زمعنی نداشت جان
نقش جهان بدید ولی جان جان ندید
هر لحظه ای تجلی نو می رسد زیار
این راه عشق جمله مزیدست در مزید
پندار ما حجاب شد اندر طریق یار
عشقت رسید و پرده پندار ما درید
گر مشربی نداری و قفل تو محکمست
این قفل را نیافت کسی در جهان کلید
از حق بحق طریقه پاکست و روشنست
روشن شود کسی که بدین روشنی رسید
حیران روی تست جهانی چو قاسمی
مست هوای تست، اگر شاه، اگر عبید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی مسیری که انسانها برای رسیدن به حقیقت و عشق الهی طی میکنند، توضیح میدهد. شاعر به نقد کسانی میپردازد که فقط ظاهری از دانش و فهم دارند، اما از عمق معنا بیخبرند. او معتقد است که عشق و حقیقت به ما نشان میدهد که چگونه باید از حجابهای ذهنی و پندارها عبور کنیم تا به روشنایی و حقیقت دست یابیم. در انتها، شاعر به اهمیت وجود یک راه و روش درست در ارتباط با حق و عشق اشاره میکند و میگوید که تنها کسانی میتوانند به این حقیقت برسند که در جستجوی آن باشند.