نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۰ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

موسی بکوه طور بنور عیان رسید

توفیق وصل یار عنان در عنان رسید

شادند اهل عالم و هنگام شادیست

کاندر زمانه مهدی آخر زمان رسید

آسوده ایم و خاطر ما شاد و خرمست

چون فیض فضل یار جهان در جهان رسید

سر خداست آدم و ابلیس کور بود

هر سر که سر بدید بگنج نهان رسید

سری که کاینات بجان طالب ویند

منت خدا را که بما رایگان رسید

ما ناگهان بکوی خرابات سر زدیم

چون جذب یار بر دل ما ناگهان رسید

بشنید هر که گوش و دلی داشت، قاسمی

گلبانگ وصل او، که بکون و مکان رسید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره رسیدن به حالت وصل و اتحاد با محبوب (یار) و شادی و خوشحالی اهل عالم در این زمان است. شاعر به توفیق و لطف الهی اشاره می‌کند که منجر به شناخت و درک بالاتری از حقایق وجودی می‌شود. همچنین، به سرنوشت آدم و ابلیس اشاره می‌کند و می‌گوید که هر کس که عمیق‌تر بیندیشد به گنجایشی پنهان دست می‌یابد. در نهایت، شاعر از جذب و اتصال ناگهانی به یار صحبت می‌کند و می‌گوید که همگان صدای وصال او را می‌شنوند.