شمارهٔ ۳۵۲ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هر کرا جرعه می داد بسر گردانید
هر کرا داد قدح زیر و زبر گردانید
قدحی دیگر از آن جان و جهان میخواهم
هر کرا زان قدحی داد سمر گردانید
بنده آن می صافی دلاویز توام
که مرا در نفسی اهل نظر گردانید
شوری از شیوه شیرین تو در شهر افتاد
عالمی را همه پر شهد و شکر گردانید
روی ما تیرگیی داشت، برویت چو رسید
روی ما را ز خوشی رشک قمر گردانید
همه جا ذکر جمالست و جلالست و کمال
ورق عشق تو هر چند که برگردانید
جان حیات ابدی یافت، دل از هجران رست
هر که جان را بر تیغ تو سپر گردانید
بی دل و دین شد و سرگشته و حیران آمد
هر که از دایره عشق تو سر گردانید
در بیایان تمنای تو گریان شب و روز
قاسم از دیده بسی لؤلؤ تر گردانید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به وصف عشق و تأثیر آن بر زندگی و روح انسانها پرداخته است. او از مفهوم شراب و قدح به عنوان نمادی از نوشیدنی عشق استفاده میکند که موجب سرمستی و تغییرات مثبت در زندگی افراد میشود. عشق به معشوق، با زیبایی و جلالش، همه چیز را شیرین و خوشحال میکند و بر دلها چیره میشود. همچنین، شاعر به سرنوشت افرادی اشاره میکند که از عشق دوری جستهاند و در نتیجه بیدل و سرگردان ماندهاند. عشق همچون قطرات مروارید در اشکهای عاشقان میدرخشد و آنها را وادار به تمنای بیشتر میکند. در واقع، عشق به معشوق تجلیگر حیات و شور و شوقی ابدی در وجود انسانهاست.