نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۸ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از پیر مغان گر خبری هست بگویید

از باده اگر ما حضری هست بگویید

تا چند ملامت که خطیرست ره عشق؟

گر تیر قضا را سپری هست بگویید

پران ز پر عشق شد این جان بلا دوست

جز عشق اگر بال و پری هست بگویید

در بادیه محنت هجران شب تاریک

جز پیر مغان راهبری هست؟ بگویید

جز مستی عشاق، که آن سد عظیمست

در راه محبت خطری هست؟ بگویید

از خطه امکان طرف حضرت واجب

جز راه فنا رهگذری هست؟ بگویید

با ما خبری نیست، که مستان خرابیم

گر زانکه شما را خبری هست بگویید

قاسم، رخ و زلفش همه دورست و تسلسل

در دور و تسلسل نظری هست؟ بگویید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به دنبال یافتن خبری از "پیر مغان" است که نماینده‌ی عشق و معرفت است. او از باده‌‌ی عشق سخن می‌گوید و از خستگی و ملامت‌های ناشی از مسیر عشق و غم جدایی می‌نالد. شاعر می‌خواهد بداند آیا در این مسیر پرخطر، راهی برای نجات وجود دارد یا نه. او به حال مستان و عاشقان اشاره می‌کند و در جستجوی هدایتی در تاریکی‌های جدایی و محنت است. همچنین در پایان به زیبایی و جذابیت معشوقه‌اش اشاره می‌کند و از دوری و تسلسل این احساسات سخن به میان می‌آورد. به طور کلی، شعر در جستجوی عشق و راهنمایی در میانه‌ی ناامیدی و بی‌خبری است.