نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۰ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ساقی، بیار باده، که تلخست انتظار

چون من خمار می شوم، از بهر من خم آر

با عشق باش و همدم و همراز عشق باش

دل در جهان مبند، که داریست بی مدار

از عشق وا ممان، که زیان در زیان کنی

همراه عشق باش، که شیریست در شکار

ای شیخ روزگار، که مغرور و غافلی

بر خرقه و دراعه خود ماتمی بدار

در حال زار ما بتکبر نظر مکن

تو مست رای خویشی و ما مست روی یار

ای عقل چاره ساز، که ترسیده ای ز سر

سر بایدت بکوچه عشاق، سر مدار

قاسم بداغ لاله رخان رفت و رسته است

برتر بتش همیشه ریاحین لاله زار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل به تمسخر انتظار تلخ و پیچیدگی‌های عشق پرداخته و به ساقی سفارش می‌کند می‌نوشد تا فراموش کند. شاعر به دوست داران عشق توصیه می‌کند که عشق را رها نکنند و دل را به دست دنیا نسپارند. وی به شیخ روزگار هشدار می‌دهد که مغرور و غافل نباشد و نسبت به حال عاشقان بی‌اعتنا نماند. شاعر همچنین به عقل می‌گوید که باید از عشق و عواطفش غافل نباشد، چرا که عشق، برترین زیبایی‌ها را در خود جای داده است. در نهایت، به این نکته اشاره می‌شود که زیبایی و ارزش عشق همیشه برتر از تشکیلات ظاهری است.